سفر به رامشیر

سفر به رامشیر
کتاب «سفر به رامشیر» در قالب یک سفرنامه کوتاه و خواندنی، تاریخ، فرهنگ، جغرافیا و برخی مسائل اجتماعی این شهرستان را به تصویر می‌کشد و خواننده را با گذشته و حال این دیار آشنا می‌سازد.
شهرستان رامشیر که در گذشته «خلف‌آباد» خوانده می‌شد، با جمعیتی بالغ بر ۵۰ هزار نفر در جنوب شرقی استان خوزستان قرار دارد. با تحقیق و تتبع در تاریخ کهن این شهر می‌توان دریافت که این منطقه به سبب ویژگی‌های اقلیمی همچون خاک حاصلخیز و مجاورت با رود جراحی، از دو هزار سال پیش همواره سکونتگاه اقوام مختلف بوده است. به گواهی آثار، اشیا و سکه‌های کشف‌شده در «تل رضوان» و دیگر محوطه‌های تاریخی منطقه، می‌توان قدمت برخی از این آثار را به حکومت اولمائیس (علیمائید) و هم‌زمان با دوره اشکانیان مرتبط دانست. همچنین آثار سدها و نهرها در مسیر رودخانه جراحی، نشان روشنی از اهتمام به عمران و آبادانی این دیار در طول تاریخ است. در این میان، مولا خلف مشعشعی، دانشمند دینی قرن یازدهم، با درایت خود سبب آبادانی این خطه و شکل‌گیری شهر معروف «خلف‌آباد» در دوره صفویه شد. امروزه شهرستان رامشیر به پشتوانه نیروی انسانی خلاق و بهره‌گیری از منابع طبیعی، از قطب‌های مهم کشاورزی خوزستان به شمار می‌رود. این شهر همچنین با برخورداری از ظرفیت‌های تاریخی، طبیعی و نیز ذخایر عظیم نفت استعداد فراوانی برای توسعه و پیشرفت دارد. کتاب «سفر به رامشیر» در قالب یک سفرنامه کوتاه و خواندنی، تاریخ، فرهنگ، جغرافیا و برخی مسائل اجتماعی این شهرستان را به تصویر می‌کشد و خواننده را با گذشته و حال این دیار آشنا می‌سازد.
مطالعه این کتاب  به چه کسانی پیشنهاد می‌شود؟

این کتاب به علاقه مندان به تاریخ و فرهنگ توصیه میشود.

  • نویسنده: نصراله احمدی مهر
  • قطع کتاب: وزیری
  • تعداد صفحات: 128 صفحه
  • شابک: 9786004637145
  • ناشر: شاپرک سرخ
  • زبان کتاب: فارسی
  • نوبت و سال چاپ: اول 1403
  • ارتباط با نویسنده:1356rar@gmail.com
بخشی از کتاب
حسابی غرق در افکارم بودم که با صدای یکی از مسافران به خود آمدم. - سه‌راه سرانجام پیاده میشیم! راننده سرعتش را کم کرد و زیر پُل روگذر فولادی، روبروی «پاسگاه عبدلیّه» توقف کرد. زن و مرد میانسالی آرام و باطمأنینه از خودرو پیاده شدند. مرد که گویا راننده را می‌شناخت، با لبخند و شوخی کرایه را حساب کرد و تشکّرکنان به همراه زن به آن سوی جاده رفتند. - چقدر تا رامشیر مونده؟ راننده در حالی‌ که کرایۀ دو مسافر را در جیب پیراهنش جاسازی می‌کرد، گفت: «نزدیکه... چند دقیقه بیشتر نمونده.» بعد کنجکاوانه نگاهی به سرتا پای من انداخت و گفت: «سربازی؟» - نه! چطور؟ - یه کم جلوتر «پدافند هوایی» است. گفتم یه وقت رد نکنی و اشتباهی بری رامشیر! - نه...مهمانِ دوستی هستم. از همدان اومدم. - همدان! به‌به! خیلی خوش اومدی. همدان شهرِ قشنگیه. دو بار رفته‌ام؛ گنج‌نامه، غار علیصدر ...جای دیدنی زیاد داره. و بعد از کمی مکث ادامه داد: «اتفاقاً برخی از همشهریاتون رامشیرند. تو کار نان فانتزی و شیرینی و این چیزها هستند.» به تأیید و تشکّر سری جنباندم و متفکّرانه به خطِّ ممتد تیرک‌های برق که یکی در میان بتنی و چوبی چیده شده بودند، خیره شدم. ناگهان تابلوی سبزرنگی در حاشیۀ بزرگراه توجّهم را به خود جلب کرد: «سیّد علوان» چشم گرداندم. حدود صد متر آن‌ طرف‌تر یک گُنبد طلایی با دو گلدستۀ سبزرنگ دیدم. یادم آمد دیروز که در اینترنت جستجو می‌کردم تا اطّلاعاتی در مورد رامشیر به دست بیاورم، علاوه بر «مُضیف میرعبدالله»، «زیارتگاه سیّد هاشم» و «باغ مستوفی»، «سیّد علوان» نیز از جمله جاذبه‌های گردشگری شهر معرفی شده بود. - سیّد علوان زیارتگاهه؟ - بله...تو همین روستای «رمیله» است. یکی از زیارتگاه‌های معروف خلف‌آباده...مردم اعتقاد زیادی بهش دارند. از شهرهای اطراف هم زیاد به زیارتش میآند. - گفتید خلف‌آباد؟ - خلف‌آباد نام قدیمی رامشیره.مؤسّسش در اصل«مولا خلف مشعشعی»از دانشمندهای معروف قرن دهم یا یازدهمه، دقیق نمی‌دونم...قبل از انقلاب اسمش رو تغییر دادند و شد: «رامشیر». - جالبه! سمت راست جاده، مزارع گندم منظرۀ چشم‌نوازی خلق کرده بودند. وزش نسیمِ ملایم و تابش نور قرمز از پشت ابرها، زیباییِ این کشتزار را دو چندان کرده بود. شیشۀ ماشین را به آرامی پایین آوردم و با موبایل از این صحنۀ رؤیایی عکس و فیلم تهیّه کردم. بارها شنیده بودم که زمستانِ خوزستان زیباست امّا حالا فرصتی دست داد تا آن توصیفات را از نزدیک ببینم و لذّت ببرم. - این همون پدافند است که گفتم. بعد با دست، به سمت چپِ بزرگراه اشاره کرد. اشارۀ راننده را دنبال کردم. بر سردرِ ورودی جادۀ پدافند، ماکت موشکی نصب شده بود و کمی دورتر هم در میدانی ماکت هواپیمای فرسوده‌ای نمایان بود. - البتّه تا چند سال قبل اینجا «پایگاه پنجم شکاری» بود...حالا چند سالی است که تبدیل به پدافند شده...

درباره بازنشسته اهل قلم

نصراله احمدی مهر

متولد 1 آبان 1356(خوزستان)

بازنشسته سازمان آموزش و پرورش

سایر کتابهای منتشر شده

1-جاذبه های تشیع در آثار مولوی، سعدی و حافظ

2-یافته های ادبی

3- سفر به رامشیر

4- نقش عنصر زمان در شاهنامه

دوست عزیز! کتاب_باز فروشگاه نیست و هدف آن معرفی بازنشستگان اهل قلم و کتابهای ایشان است.صندوق بازنشستگی کشوری در زمینه خرید و فروش کتاب هیچگونه  فعالیتی ندارد.

      دانلود

فایل راهنمای ارسال آثار

شنبه ۱۰ اَمرداد ۱۴۰۵
13:32
منبع: صندوق بازنشستگی کشوری
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید