این کتاب در برگیرنده بیش از 100 خاطره و زندگی نامه کارکنان صنعت نفت و دیگر اقشار مردم در منطقه نفت خیز آغاجاری میباشد. در این میان, خاطرات روایت شده توسط بانوان نیز جایگاه ویژهای دارد. دو مورد از خاطرهها از زبان دو نفر آمریکایی که مدت زمانی را در منطقه آغاجاری شاغل بودند از انگلیسی به فارسی ترجمه و نقل شده است. خاطرات دکتر حسین علی مراد، جراح ایرانی ساکن آمریکا که به مدت دوسال در بیمارستان آغاجاری به خدمت مشغول بوده, به نقل از کتاب او"خاطرات غیرقابل باور یک جراح"; نیز از انگلیسی به فارسی ترجمه شده است. در خلال این خاطرات, به دیگر مناطق نفت خیز خوزستان, همچون مسجدسلیمان، هفتکل، گچساران، خارک و اهواز نیز اشاره شده است. وضعیت زندگی کارگران شرکت نفت منطقه آغاجاری، امکانات رفاهی (استخر، باشگاه، سینما، بیمارستان و...)، بازار و بازاریان، سیستم حمل و نقل و رانندگان، کارکنان غیر ایرانی(هندیها و انگلیسیها)، اقلیتهای دینی مانند ارامنه که در شرکت نفت اشتغال داشتند، ادارات دولتی، گروههای اجتماعی مانند باربران، دست فروش ها، واسطهها و بسیاری از مسائل اجتماعی, در این خاطرات روایت میشود.
مطالعه این کتاب به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
این کتاب به کارکنان بازنشسته شرکت نفت و فرزندانشان توصیه میشود.
- پدید آور: دکتر حسن خادمی رامهرمزی
- قطع کتاب: رقعی
- تعداد صفحات: 524 صفحه
- شابک:9786229635735
- ناشر: صدرالمتالهین
- زبان کتاب: فارسی
- نوبت و سال چاپ: دوم-1399
- ارتباط با نویسنده:darvish38@gmail.com
بخشی از کتاب
ماجرای مم قاسم در مسجد سلیمان, انگلیسیها برای آماده نگه داشتن آتش نشانها آنها را مانند ارتشیها مشق نظامی میدادند. طبق برنامه, هر روز صبح به خط شده و به صورت گروهی ورزش میکردند. یک نفر ایرانی مسئولیت این کار را به عهده داشت و یک انگلیسی نیز بر کار آنها نظارت میکرد. فرد ایرانی مسئول ورزش,با گفتن کلمات انگلیسی Left Righ آنها را به حالت دو, مشق نظامی میداد. انگلیسیها, ماموران آتش نشانی را از حمل و مصرف دخانیات به هنگام ورزش, منع کرده بودند. در آن زمان سیگارهای بسته بندی شده هنوز رواج نداشت و کسانی که اهل دخانیات بودند؛ معمولا یک کیسه توتون را با خود حمل کرده و به صورت دستی برای خود سیگار درست میکردند. مم قاسم که یکی از ماموران آتش نشانی مسجد سلیمان و همکار پدرم بود؛ از جمله کسانی بود که سیگار میکشید و همیشه یک کیسه توتون را با خودش حمل میکرد. یک روز صبح که همه ماموران آتش نشانی در حال مشق نظامی و ورزش بودند؛ ناگهان ازکیسه توتون مم قاسم که در جیبش بود توتونها شروع به ریختن کردند. مسئول ایرانی که متوجه این امر شده بود, میخواست بدون اینکه آن فرد انگلیسی که بر کار آنها نظارت میکرد متوجه این موضوع بشود؛ به مم قاسم هشدار بدهد. لذا در حین ورزش و با لهجه بختیاری اینگونه جریان را به اطلاع مم قاسم رساند...
فهرست کتاب:
فصل اول خاطرات شهر آغاجاری /فصل دوم خاطرات امیدیه /فصل سوم خاطرات میانکوه
درباره بازنشسته اهل قلم
دکتر حسن خادمی رامهرمزی
متولد 26 اردیبهشت 1338(خوزستان)
بازنشسته آموزش و پرورش
دکترای تاریخ دانشگاه عثمانیا حیدر آباد هندوستان
مدرس دانشگاه عثمانیا
مدرس دانشگاه پیام نور
سایر کتابهای منتشر شده
- سنتریلی(ج1)
- سنتریلی(ج2)
- سنتریلی(ج3)
- رامهرمز در گذر تاریخ
- تجار هندی در ایران 1600-1900
دوست عزیز! کتاب_باز فروشگاه نیست و هدف آن معرفی بازنشستگان اهل قلم و کتابهای ایشان است.صندوق بازنشستگی کشوری در زمینه خرید و فروش کتاب هیچگونه فعالیتی ندارد.
فایل راهنمای ارسال آثار