قلم در دست میگیرم تا دل نوشته هایم را بنگارم؛ مطالبی که از سفری مذهبی نشأت گرفته اند و بازتاب آرمان و آرزوی هر انسان عاشق برای رسیدن به پرودگاریکتاست. امروز به خودم جرأت و شهامت داده ام در مسیری قدم بگذارم که بزرگانی چون «ناصر خسرو، دکتر شریعتی و جلال آل احمد و امثال آنها...» سفرنامه های تاریخی و یا مذهبی به یادگار گذاشته اند. هر چند نسل کنونی با این حضرات ملاقات نکرده اند امّا ارتباط برقرار کردن با اندیشه و هنر و نوشته هایشان و خواندن آثار مردان و زنان بزرگ تاریخِ ادوار مختلف، آن صمیمیت و عطوفت را درآنها ایجاد میکند. هر نوشتهای ویژگیهای خاص خود را دارد؛ چه متعلّق به نویسنده، شاعر، مترجم، یا پژوهشگر باشد. به هر حال او را به یک وادی مثبت سوق میدهد. قصد ندارم این حقیر را با بزرگان قیاس کنم امّا از توانِ افکار و تجارب درونیام هرآنچه برآید مینگارم. جا دارد آیه ۲۸۶ سوره بقره را از قرآن کریم ذکر کنم که مصداق بارز بیاناتم است «لا یُکلِّف الله نفسا الا وُسعَها» خداوند به هر کس تنها به اندازه توانش تکلیف میدهد. بنده هم در مقایسه با اساتید مجرّب، خودم را اینگونه محاسبه میکنم و هرآنچه را که دراین سفراز ذوقِ قلبی و ذهنی و یا تخیّلاتم نشات میگیرد، قصد دارم به رشته تحریر درآورم...
مطالعه این کتاب به چه کسانی پیشنهاد میشود؟
مطالعه این کتاب به تمامی علاقه مندان به سفر حج تمتع و یا مشتاقانی که در ارتباط با مناسک حج واجب به دنبال اطلاع یابی هستند، پیشنهاد میشود.
- نویسنده:شهناز محمدیاری
- قطع کتاب: وزیری
- تعداد صفحات: 178 صفحه
- شابک: 9786228210223
- ناشر: سیادت
- زبان کتاب: فارسی
- نوبت و سال چاپ:اول 1404
- ارتباط با نویسنده: 09120285527
در مرحله پایانی اعمال حج عمره تمتع، عمل "تقصیر" یعنی کوتاه کردن است که نیاز به تقرّب به درگاه خداوند منّان است. باید مثل نماز، نیت کرد و هر آنچه موجب زیبایی برای انسان محسوب میشود، در اینجا باید زدود. از جمله در مرحله تقصیر، قدری از مو و ناخن را باید کوتاه کرد. همه، نشانه تواضع و فروتنی در پیشگاه باری تعالی میباشد. هر آنچه خداوند امر فرموده، برای خودسازی و تربیت بنده اش است؛ چرا که تأدیب کننده پروردگار است. اینجا دعوت شده ام هرچه میزبان برای من حقیر مهیّا کرده با جان و دل بپذیرم تا بتوانم از جنبه های مختلف به رشد و شکوفایی و تعالی برسم. بنابراین، انسان از لحظه ای که محرم میشود باید خود را ناتوان تر از کوچک ترین موجودات تصور کند تا جایی که حتی اجازه ندارد گیاهی هرچند کوچک را در اطراف حرم از زمین برکَنَد. این ناتوانی نشانه ی احترام به حرمت حریم مقدس است. پس در حقیقت به یک دانشگاهی وارد شده ایم که پرورش دهنده و تربیت کننده آن پروردگار عالم است و انسان از خودش هیچ قدرت و توانی ندارد. ازهرآنچه جنبه رفاه وآسایش و زیبایی است در آن حال باید بگذرد تا به درجه ی معرفت وشناخت حقیقی برسد. چون در این شرایط، رسیدگی به جسم و خود آرایی کردن یعنی از واقعیت دین دورشدن است. اینجا باید عقل را جهت دریافت فیوضات الهی تقویت کرد تا به خداوند نزدیک شد. ضمنا در این بهشت، که سفره رحمت و کرامت پرودگار پهن است، هر انسانی به اندازه ظرف علم و دانش و معرفت معنوی خود ارتزاق میگیرد و در ادامه شعری زیبا از شاعر"کریم فکور" به خاطرم آمد:
من که اکنون فرزند این سرزمینم
در پی توشه ای خوشه چینم
شادم از پیشه ی خوشه چینی
رمز شادی بخوان از جبینم
با دلی آکنده از آرامش ونشاط روحی، سعی را به پایان رساندم و از درهای خروجی کوه صفا و مروه به سمت ایستگاه غزه که ترمینال اتوبوس بود به راه افتادم. با توجه به مطالعاتی که داشتم ناگهان به یکی از اماکن تاریخی که نامش مشهور است،جَبل اَبوقُبیس ، نظاره گر شدم. جَبل اَبوقُبیس در کوه صفا قرار دارد و محلی است که واقعه شق القمر در آنجا رخ داده بود. در زمان پیامبر اسلام محمد(ص) مسجدی بنام بِلال بر روی آن بنا شده بود اما حالا قصر مَلَک فَهَد در آنجا واقع است که در زمان حیات خودش ساخته است و اثری از مسجد نیست. به خاطر اهمیت موضوع شاید در بخشهای دیگر خاطراتم این مطلب را ذکر کرده باشم..